تبادل لینک
هوشمند
برای
تبادل لینک
ابتدا ما را با
عنوان nothing else
matter و
آدرس prj.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.
فال حافظ
قالب های نازترین
| |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
<-PollItems->
<-PollName->
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 3
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 5232
تعداد مطالب : 34
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 2
سلام به شما دوستای گلم
امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد
لطفا اگر انتقاد یا پیشنهادی دارید بهم بگید
یادتون نره که منتظر نظراتتون هستم
دیر زمان بود میخواستم به هزار بهانه برای تو بنویسم.... کیفیتهایی هست که من ندارم و دلم میخواست میداشتم اما راهش انگار پیدا نمیشود.... شایدم راست راسی دلم نمیخواهد... یکی اینکه مدام از یادم میرود یاد افراد بیاورم چقدر قدر شناس مهربانی شان هستم.... بدهکاری اینقدر سنگین شد که ناچار باید بیرون میزد.. منم میدانی گرفتار میشوم اگر بنا به گفت و گو باشد... دیر شده، اما چیزی کم نشده... اصل کار هم گمانم همان است... باید به تو مینوشتم که همه روزها و شب ها را یادم هست.... تیمار بی انتهای تو را که مبادا تنهایی عارض شود ... مبادا ابرهای غصه ببارند... مبادا دبه روغنم خالی باشد.... مبادا کبد و ریه و جوارحم از کار بیفتد.... بی خانمانی و سردرگمی و کلافگی و پارک و جلسه، همه را یادم هست... مهم تر از اینا جنون و بیقراری بی انتها را هم... یادم هست.... مثل دو نفر رهگذر غریبه که یک عصر بارانی توی پیاده رو به هم میرسند و میگویند: پخش اسب... چه دیوانه وار بودیم... هیهات... مثل همان باران...
دوستی گاهی جنون آمیز است ... گاهی خلسه ناک و... گاهی ساکت و غروب با قطار لیوان ها ... گاهی از میانش چیزهای اینطوری پیدا میشود ... گاهی هم سرش را توی لاک خودش میبرد ... اما دوستی مثل هیچ چیز نیست .. جنون هست و البته دلتنگی هم هست... اصن انگار ما با دل تنگ زاده ایم ... دلمان برای هر چیز کوچک چقدر تنگ است ... باید برای تو مینوشتم قدردان همه دوستی و جنون و دلتنگی هستم ......قدرش را میدانم ...گیرم سال تا سال، دهانم به گفتنش باز نشود ... اینطور انگار آدم راز هستی را میداند ... خیالش تخت است انگار ... تازه اینها به کنار، کسی چه میداند ... دوستی هر روز، چیزهای تازه میزاید ...
And loving you the way I do, it hurts
Oh, it's just me, myself and i
Solo ride until I die
Cause I got me for life
Oh I don't need a hand to hold
Even when the night is cold
I got that fire in my soul
Singin' in the Rain | 1952
اين فيلم رو اگه نديدين ببينين (حتی اگه اهل فیلم موزیکال نیستید) اگه هم ديدين دوباره ببينين.
سال ١٩٥٢ ، جهان زيبا تر بوده ، عشق بيشتر بوده ،مردم خوشتيپ تر بودن و ستاره هاي سينما با استعداد تر.
I'm singin' in the rain
Just singin' in the rain,
What a glorious feeling,
And I'm happy again.
This is a story that I’ve never told
این داستانیه که هیچوقت تا حالا تعریف نکرده بودم
I gotta get this off my chest to let it go
باید از روی سینه م برش دارم و دیگه بهش اهمیت ندم
I need to take back the light inside you stole
باید اون نور درونم رو که تو دزدیدیش؛ پس بگیرم
You’re a criminal
تو یه جنایتکاری
And you steal like you’re a pro
و مثل یه حرفه ای دزدی میکنی
All the pain and the truth
تمام درد و حقیقت رو
I wear like a battle wound
مثل یه جراحت تنم میکنم
So ashamed so confused, I was broken and bruised
خیلی سرافکنده و گیج شده بودم،شکسته و آسیب دیده بودم
Now I’m a warrior
ولی الان یه جنگجو ام
Now I’ve got thicker skin
الان پوستم کلفت تر شده
I’m a warrior
من یه جنگجو ام
I’m stronger than ive ever been
از همیشه قوی ترم
And my armor, is made of steel, you can’t get in
و زرهم از جنس آهنه،نمیتونی آسیبی بهم بزنی
I’m a warrior
من یه جنگجو ام
And you can never hurt me again
و تو هیچوقت دوباره نمیتونی بهم آسیب بزنی
Out of the ashes,I’m burning like a fire
از توی خاکسترها،دارم مثل یه آتش میسوزم
You can save your apologies, you’re nothing but a liar
میتونی معذرت خواهیهاتو برای خودت نگه داری،تو هیچی جز یه دروغگو نیستی
I’ve got shame, I’ve got scars
من صاحب یه ننگم،صاحب چندتا زخم خوردگی ام
That I’lll never show
که هیچوقت نشونشون نمیدم
I’m a survivor
من یه بازمانده ام
In more ways than you know
توی خیلی چیزها بیشتر از اونهایی که تو میدونی
All the pain and the truth
تمام درد و حقیقت رو
I wear like a battle wound
مثل یه جراحت تنم میکنم
So ashamed so confused, I was broken and bruised
خیلی سرافکنده و گیج شده بودم،شکسته و آسیب دیده بودم
Now I’m a warrior
ولی الان یه جنگجو ام
Now I’ve got thicker skin
الان پوستم کلفت تر شده
I’m a warrior
من یه جنگجو ام
I’m stronger than i’ve ever been
از همیشه قوی ترم
And my armor, is made of steel, you can’t get in
و زرهم از جنس آهنه،نمیتونی آسیبی بهم بزنی
I’m a warrior
من یه جنگجو ام
And you can never hurt me
و تو هیچوقت نمیتونی بهم آسیب بزنی
There’s a part of me I can’t get back
یه قسمتم رو هیچوقت نمیتونم پس بگیرم
A little girl grew up too fast
من یه دختر کوچولو بودم که زود بزرگ شد
All it took was once, I’ll never be the same
همه ی این اتفاقها فقط برای یه بار بود،من هیجوقت مثل قبل نمیشم
Now I’m taking back my life today
ولی همین امروز زندگیم رو پس میگیرم
Nothing left that you can say
هیچ حرفی نمونده که بتونی بزنی
Cause you were never gonna take the blame anyway
چون در هر صورت تو هیچوقت سرزنش نخواهی شد
Now I’m a warrior
من الان یه جنگجو ام
Now I’ve got thicker skin
الان پوستم کلفت تر شده
I’m a warrior
من یه جنگجو ام
I’m stronger than i’ve ever been
از همیشه قوی ترم
And my armor, is made of steel, you can’t get in
و زرهم از جنس آهنه،نمیتونی آسیبی بهم بزنی
I’m a warrior
من یه جنگجو ام
And you can never hurt me again
و تو هیچوقت دوباره نمیتونی بهم آسیب بزنی
Nooo oooh yeaaah yeaah
You can never hurt me again
تو هیچوقت دوباره نمیتونی بهم آسیب بزنی
«ـ نازلي! بهار خنده زد و ارغوان شكفت.
در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير.
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه ميفكن!
بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار . . .»
نازلي سخن نگفت؛
سرافراز
دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت . . .
«ـ نازلي! سخن بگو!
مرغ سكوت، جوجه مرگی فجيع را
در آشيان به بيضه نشسته ست!»
نازلي سخن نگفت؛
چو خورشيد
از تيرگي برآمد و در خون نشست و رفت . . .
نازلي سخن نگفت
نازلي ستاره بود
يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت . . .
نازلي سخن نگفت
نازلي بنفشه بود
گل داد و
مژده داد: «زمستان شكست!»
و
رفت
. . .
3>
کدوم رو واسه حفاظت از خودت انتخاب میکنی؟!
بازهم قلبی به پایم اوفتاد
بازهم چشمی به رویم خیره شد
بازهم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد
بازهم از چشمه لبهای من
تشنه ای سیراب شد،سیراب شد
بازهم در بستر آغوش من
رهوری درخواب شد،درخواب شد
بر دو چشمش دیده می دوزم به ناز
خود نمی دانم چه می جویم در او
عاشقی دیوانه میخواهم که زود
بگذرد از جاه و مال و آبرو
اوشراب بوسه میخواهد ز من
من چه گویم قلب پرامید را
او به فکر لذت و غافل که من
طالبم آن لذت جاوید را
من صفای عشق میخواهم از او
تا فدا سازم وجود خویش را
او تنی میخواهد از من آتشین
تابسوزاند در او تشویش را
او به من می گوید ای آغوش گرم
مست نازم کن،که من دیوانه ام
من به او می گویم ای آشنا
بگذر از من،من ترا بیگانه ام
آه از این دل،آه از این جام امید
عاقبت بشکست و کس رازش نخواند
چنگ شد در دست هر بیگانه ای
ای دریغا،کس به آوازش نخواند
Copyright © 2008 All rights reserved © Power By: NOA™